دیدگاه استادان | پژوهشکده حقوقی شهردانش
اصطلاح Translational Criminology یعنی چه و آن را چطور ترجمه کنیم؟
تحلیلی بر مسائل روز حقوقی و پژوهشی
دکتر ایمان شاه بیگی
اخیراً ترجمه کتابی در حوزه جرمشناسی کاربردی را به پایان رساندم. کتابی که به پیوندهای نظریه و عمل در حوزه سیاست گذاری عمومی میپردازد. اینکه سیاستگذاران چگونه با استفاده از آخرین یافتههای جرمشناسی تجربی در حوزه فقر، اشتغال، مسکن، بهداشت و سایر متغیرهای اجتماعی میتوند برنامههای متناسب مبتنی بر منطق کنترل جرم طراحی کند. از آنجا که کتاب متکی بر ذکر کردن دیالکتیک پژوهشها و سیاستها در انگلیس و آمریکای قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم است، چندان زمانش را در مفهومشناسی نمیگذراند. مناسب دیدم به جای مقدمه مترجم، مختصری درباره مفهوم جرمشناسی کاربردی نکاتی را بیان کنم و اصطلاح Translational Criminology را برای خوانندگان شرح دهم. در بخشی از این مقدمه بیان شده: «جرمشناسی کاربردی نهتنها به دنبال پاسخ به پرسش «چه چیز اثربخش است؟» است، بلکه میکوشد سازوکارهای علّی مؤثر بودن مداخلههای را نیز شناسایی کند. بر این اساس، جرمشناسی کاربردی معاصر بر «جرمشناسی فرابُردی» تأکید دارد: فرآیندی دوسویه که در آن پژوهشگران و سیاستگذاران و مجریان در مشارکتی بلندمدت، پرسشهای سیاستی را مشترکاً صورتبندی کرده، پژوهشها را طراحی و اجرا مینمایند، و یافتهها را بهصورت قابلفهم و قابلاجرا به تصمیمگیرندگان منتقل میکنند. هدف نهایی، نه صرفاً تولید مقاله، بلکه تفاوتآفرینی در سیاست و عمل است.»
در ادبیات جرمشناسی بومی Translational Criminology را به جرمشناسی ترجمانی و جرمشناسی انتقالی ترجمه کردهاند. اخیرا داور مقالهای بودم که تمرکزش بر معرفی همین شاخه از جرمشناسی است و احتمالا به زودی منتشر خواهد شد. نویسنده مقاله از جرمشناسی انتقالی در ترجمه این اصطلاح استفاده کرده بود. در نقد این ترجمه دلایل مخالفتم با هر دو عبارت استفاده شده در متون فارسی به عنوان برابرنهاد این اصطلاح را شرح دادم.ترجمه Translational به «انتقالی» در حوزه حقوق و جرمشناسی با «عدالت انتقالی» (transitional justice) تداخل میکند و خواننده «جرمشناسی انتقالی» را دوران گذار از استبداد یا جنگ میفهمد. همچنین «انتقال» فقط یک جهت را میرساند، نه رفتوبرگشت را. در صورتیکه در این شاخه از جرمشناسی با فرایندی دوسویه میان جرمشناس و سیاستگذار مواجهیم و هر کدام بر دیگری اثر میگذارند. جرمشناس دانشش را یکطرفه به سیاستگذار منتقل نمیکند و سیاستگذار نیز یکسویه سفارسدهنده پژوهش نیست. عبارت «ترجمانی» نیز در پزشکی جا افتاده اما «ترجمان» در فارسی به مترجم شفاهی و تفسیرگر نزدیک است و ذهن را به مفهوم زبان رهسپار می کند. همچنین واژهای با ریشه عربی است. پیشنهاد من در سبک ترجمه داریوش آشوری و دکتر ادیب سلطانی، واژه سازی است. «جرمشناسیِ فرابُردی» ساختهای تحتاللفظی از «فرا» (trans-) و «بُرد» (latio)، در سبک واژهسازی با ریشههای فارسی دقیق است. با توجه به اینکه این اصطلاح به طور جدی تابحال اختصاصاَ کمتر به آن پرداخته شده، جرمشناسی فرابردی را پیشنهاد میکنم. ممکن است گفته شود نامانوس و ثقیل است، اما هر اصطلاح جدیدی این چنین است. Translational criminology در زبان انگلیسی هم برای مخاطبی که مفهوم آن را نمیداند ذهن را به بازی میبرد. طبیعتاً با شروع استفاده به تدریج این اصطلاح هم در ذهن مخاطب جا میافتد. همانطور که عدالت ترمیمی، یا تنظیمگری پاسخگو (احتمالاً) به مرور جای خود را در ادبیات جرمشناسی گشودند.


