- نویسندگان : سید محمد کاظم موسوی، عبدالوحید زاهدی
- گوینده : زهرا شیبانی
چکیده:
مجازات شلاق در طول تاریخ بهعنوان یکی از انواع مجازاتهای کیفری در پاسخ به جرم مورد استفاده قرار گرفته و با مخالفتها و انتقادات بسیاری نیز روبهرو بوده است. برخی حقوقدانان، مجازات شلاق را خلاف شأن و کرامت انسانی، ناقض حقوق بشر، غیراثربخش در اصلاح مجرمان و موجب تشدید خشونت و انحرافات فردی و اجتماعی میدانند. از طرفی، طرفداران مجازات شلاق از منظر مذهبی و قانونی، شلاق را مطابق با احکام شرعی، موافق با نظم عمومی، دارای آثار بازدارنده و برخوردار از مصلحت اجتماعی میپندارند.
با توجه به اینکه مجازات شلاق از جمله مجازاتهایی است که در نظام حقوقی ایران اجرا میشود و همواره از سوی نهادهای بینالمللی حقوق بشر مورد انتقاد قرار گرفته است، لازم است اجرای مجازات شلاق و آثار آن از زوایای مختلف، بهویژه از منظر کیفرشناسی، روانشناسی کیفری و جامعهشناسی جنایی مورد تحلیل و ارزیابی قرار گیرد. بررسی پیامدهای فردی و اجتماعی مجازات شلاق میتواند در شناخت میزان کارآمدی این مجازات و انطباق آن با اهداف نظام عدالت کیفری مؤثر باشد.
این مقاله با استفاده از روش توصیفی ـ تحلیلی و بهرهگیری از منابع کتابخانهای، سعی دارد به این پرسش پاسخ دهد که مجازات شلاق تا چه میزان اثربخش بوده و تا چه اندازه با فلسفه مجازات و اهداف نوین حقوق کیفری انطباق دارد. همچنین دلایل موافقان و مخالفان اعمال مجازات شلاق و آثار ناشی از اجرای آن مورد بررسی قرار میگیرد.
این پژوهش ابتدا تاریخچه و مبانی مجازات شلاق را بررسی کرده و سپس با تحلیل آثار و پیامدهای مجازات شلاق در فرد و اجتماع، سعی دارد به این فرضیه برسد که مجازات شلاق در اصلاح و بازپروری مجرمان نمیتواند اثربخش باشد و بهطور کلی بسیاری از اهداف برگرفته از رویکرد نوین فلسفه مجازات، از جمله اصلاح مجرم، بازپروری و بازاجتماعی کردن بزهکاران، در اعمال مجازات شلاق به اثبات نمیرسد.










